مرتضى راوندى

531

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دانش آكادميك در ايران ، ابدا و اصلا نمىتوان به تكامل جدى نقاشى در ايران اميدوار بود . 3 . دربارهء نقاشى تطبيقى ملت ايران ، بررسى لازم به عمل آيد ، نقشها و تصاوير پارچه‌ها ، فروش ، ظروف ، ابنيه و غيره بررسى و حفظ شود و گسترش يابد و استادكاران از هرباره مورد حمايت و تشويق قرار گيرند . نيز از نقاشى و هنر تصويرى فولكلوريك ملل ديگر كه در اين زمينه به ويژه نبوغى شايان دارند ( هنديها ، ژاپونيها ، چينىها ، كشورهاى اروپايى ) معرفى و بهره‌گيرى لازم به عمل آيد . 4 . نقاشى پيشتاز از نوع « فوتوريسم » و « فوويسم » و غيره با دقت مطالعه شود و براى معرفى استادان مسلم اين مكاتب اقدام لازم به عمل آيد و نيز نقاشى مدرن ايران ميدان لازم را براى عمل و تظاهر به دست آورد ؛ ولى بيان ساختمان بغرنج هر صنف جداگانهء هنر ، و ذكر ضرورت پرداختن دلسوزانه و همه جانبه به آن هنوز كنه سياست هنرى ما را روشن نمىسازد ، در اين مورد هنوز نكته‌يى عمده نگفته مانده است . به نظر ما عيبى كه در سالهاى اخير ديده شد ، علاوه بر سطحى بودن ، علاوه بر مراعات نكردن تناسب و هماهنگى و جامعيت و رشد ، عبارتست از تكيه ناروا و بيش از اندازه و يا حداقل مطلق شده به يك يا دو رشته ، و كم بها دادن به رشته‌هاى ديگر . مثلا در رشتهء نقاشى مورد بحث ، يك مرتبه ميدان سخت ، به دست پيشتازان و نوآوران افتاد . يا در رشته تأتر توجه به فولكلور ايرانى و بىاعتنايى به تأتر كلاسيك و توجّه پرستش‌آميز به مدرنيسم ، مد شد ، يا در رشتهء شعر ، كسانى پيدا شده‌اند كه شعر كلاسيك ايرانى و جهانى را ناچيز گرفتند و تنها نوپردازى را تقديس كردند و غيره . . . بدون داشتن درك و يافتن مهارت در هنر كلاسيك ، دست زدن به اساليب مدرنيسم ، مىتواند سطحى ، دروغين و گاه صاف و ساده ( شارلاتانيسم ) باشد . هنر پيشتاز يا ( مدرن ) هنريست كه مىخواهد ، بندشكنى كند ، موازين مسلّم سنتى را زير پا بگذارد ، به جستجوى موازين نو برود ، عرصه‌هاى تازه كشف كند ، و اين وظيفه‌ايست لازم ، مهم و ضرور و دشوار . ولى كسى از عهدهء اين كار برمىآيد كه در قلّه درك و آگاهى هنرى باشد ؛ البته ممكن است نوابغ استثنايى و قرايح شگرف ، بسيار بسيار كمياب ، بدون تدارك ويژه به كشفى دورانساز نايل گردند . به قول شاعر : نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غَمْزه مسئله‌آموز صد مدرّس شد ولى اين كار همه نيست ، حال اگر زمانى موسيقىدان ، شاعر و نقاش و هنرپيشه و نمايش‌نويسى نوآور در كشورى كه در آن تدارك و زمينه‌چينى محكم كلاسيك اندك است ، مانند قارچ از زمين برويند ، چگونه بايد قضاوت كرد ؟ . . . اينهمه محصولات خودرو و